ابو القاسم راز شيرازى
569
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اين آيه ، بر امتثال اوامر و نواهى آن حضرت - مطلقا - خواه از جانب حقّ تعالى باشد يا از جانب خود آن حضرت . بعد ، حضرت امام ص مىفرمايد : عفو ، سرّ خداوند است در دلهاى خواصّ خود ؛ پس كسى كه ميسّر شود عفو از براى او ، مسرور مىشود . باز ، اين كلام از حضرت ، اشاره است به آنكه خلق نيكوى عفو ، موهوبى خواصّ و جبلّى ايشان است نه اكتسابى ؛ اگر كسى فايز گردد به اين موهبت ، مسرور است ؛ زيرا كه لذّت عفو از بزرگان ، زياده از لذّت انتقام است بلكه انتقام ، باعث پشيمانى است از براى خواصّ و عفو ، باعث شادكامى است ؛ چه ، عفو موجب شادى مجرمين است كه اميد به عفو دارند يا ندارند و شادى ايشان ، باعث شادى عفوكنندگان است ، علاوه بر ثمرات دنيويّه و اخرويّه كه در آن است . و وجه ديگر ، آنكه چون سرّ حقّ تعالى است در دلهاى خواصّ ، پس از صدور عفو از ايشان ، مسرور مىگردند به آنكه مظهر اين صفت و سرّ خداوند آمدهاند ، و از اين عنايت حقّ تعالى نسبت به خود شادكام مىگردند [ كه ] گفتهاند : * در عفو ، لذّتى است كه در انتقام نيست * « 29 » . بعد ، حضرت از قول حضرت رسول ص حكايت « ابى ضمضم » را بيان مىفرمايد - كه يكى از رجال متقدّمين است - ، و دأبش اين بوده كه هر روز صبح مىگفت : « پروردگارا ! عرض و ناموس خود را تصدّق كردم بر تمام مردم » ؛ يعنى در راه رضاى تو ، از عرض خود ، امروز مىگذرم كه هركس هرچه خواهد به من بگويد ، تلافى نكنم و صفح نمايم . و منظور حضرت از اين حكايت ، آن است كه : با وجودى كه « ابى ضمضم » ، از امم انبياء متقدّمين است و شما از امّت
--> ( 29 ) - « امثال و حكم » 2 : 793